فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

480

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

امامقلى بيگ ، معاونش ، به محاصرهء دژ قشم فرستاد . مقارن همين اوقات كشتيهاى انگليسى از همان اسكله كه لنگر انداخته بودند تيراندازى بسوى دژ قشم را آغاز كردند . با اينكه توپخانه از دژ خيلى دور بود و قدرت آنكه آسيب زيادى برساند نداشت ، همين نيروى ناچيز قسمتى از ديوارهاى دژ را خراب كرده جسارت و شجاعت را از پرتغاليهاى مدافع چنان سلب كرد كه بىآنكه حتى حالت دفاع بگيرند زمزمهء تسليم و رها كردن دژ را آغاز كردند . چون گلوله‌هائى كه از طرف دريا شليك مىشد در عين آنكه شكافهائى در ديوارها ايجاد مىكرد مانع حمله نيز بود ، انگليسها شش هفت عراده از توپهاى بزرگ خود را به جائى نزديك نقبهاى عربها و ايرانيها رسانيده در پناه سبدهائى انباشته از گل و خاك به راه انداختند و با اين‌كه وزن بزرگترين گلولهء اين توپها از شانزده ليور بيشتر نبود بمدد آنها قسمتى از يك برج بزرگ را فرو ريختند . سربازان پرتغالى كه با يكديگر قرار تسليم گذاشته بودند ، با حملهء اخير توپخانهء انگليسها آشكارا سر به شورش برداشتند و دستجمعى نزد روىفلر رفتند و به وى گفتند هيچگونه ملاحظاتى نمىتواند آنها را از تسليم قلعه بازدارد زيرا نيروى آنها بسيار ضعيف است و ميل ندارند جان خود را بيهوده بخطر اندازند . برخى گفته‌اند كه روىفلر ابتدا خواست آنها را با تهديد از اين كار بازدارد و حتى شمشير كشيد تا مفسدترين آنها را از پاى درآورد ، اما ديگران با وى درافتادند و او را گرفتند و بستند . بعضى نيز با اطمينان اظهارنظر مىكنند كه هنگامى كه روىفلر سربازان را در تسليم مصمم ديد از ترس آنكه وى را به قتل برسانند با آنان از در سازش درآمد و به اين شرط تسليم آنان شد كه اعراب شجاعى را كه به كمك آنان آمده در تمامى دوران محاصره ، بىتزلزل و بدون ابراز كمترين ضعفى آمادهء دفاع بودند آزاد كنند . فرمانده اين گروه عرب امير زين الدين « 335 » محمد نام داشت . با اين ترتيب قلعه به دست انگليسها افتاد و آنها كه ميل نداشتند سربازان پرتغالى به

--> ( 335 ) Emir Genedin Mahamet